خرید بک لینک
یکی هست...

یه گوشه ی این دنیا...

جونمو میدم براش...

چون..فهمیدم ...قلبش...با منه..قلبم با اونه...

اون یه نفر...فکراش هم باهام یکیه...

من به مرگ فکر میکردم و مرگ هنگام گناه..اونم همین طور...

من...

اون...

هردو میترسیم از یه چیز...

هردو نگران یه چیزیم...

هردومون...

میبینی..ما دوتاییم...

جدا نشدنی انشالله...

الحمدلله..الحمدلله رب العالمین...

خدا جونم...عاشقتم به مولا:-)

فداتون بشم من...:-*

از امروز به بعد..تو وبم نظر بذاری...میکشمت خودم...از امروز به بعد...

دلم..

همون ک میگی تو ذهنم بود...نمیدونستم چ جوری در لفافه بنویسم .ک فقط خودت بفهمی...

ک...خودت گفتی...

خدا باماست...

از بد نهراس...

بازم شکر..ک هستی...

به خدا ک میخواستم خودمم بگم بهت...

میخوای بیای بخونی بیا...

ولی...نظر نذار لطفا...

ممنونتم...

فقط..دعا کن برام...

خواهش میکنم...

دعا یادت نره ها..خیلی محتاجم...

دعا برای دوری از گناه..نماز اول وقت...باشع؟

پاک موندن روح و جسم...

گم نکردن راه..

تا بعد از کنکورم...سه یا چهار سال دیگه...میسپرمت دست خدا

موتظب خودت باش


برچسبها: دل من , قلم آرام , عاشقانه مذهبی

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:19

صفحه بندی